" یاد من باشد تنها هستم. ماه بالای سر تنهایی است.."
" تو اگر در تپش باغ خدا را ديدی ، همت كن
و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است. "
" چرا گرفته دلت؟
مثل آنکه تنهایی..
چقدر هم تنها!
خیال میکنم 1 آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار 1 1!
و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک
دچار آبی دریای بی کران باشد!
چه فکر نازک غمناکی.. "
" صبور باش و تنها و سر به زیر و سخت "
" به سراغ من اگر میآیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.. "
" چشم ها را باید شست.. جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ،
واژه باید خود باران باشد. "
" زندگی خالی نیست
مهربانی هست
سیب هست
ایمان هست و دویدن و تماشا
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد..
در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند"
" قايقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاک غريب.. "
" بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است "
برچسب:
نویسنده: ساحل محبی